گام به گام با امام موسی صدر جلد 12
جلد:
12
صفحه:
366
گروهها را تنظیم میکرد. مثال در این مورد بسیار است که یکی از آنها را ذک�� میکنم. در تمدن شرقی ما به کارگر کارآموز یا شاگرد گفته میشد، زیرا کارگر نزد کارفرما حرفه و صنعتی میآموخت تا این آموزش مقدمهای برای شریک شدن در آن حرفه و یا کار مستقل برای کارگر شود. پس کارگر به نوعی شاگرد صاحبکار بود.
امّا هنگامی که تمدن غرب فقط بر ماده بنیان نهاده شد و مانع دخالت متافیزیک در زندگی و جامعهمان شد، مادیگرایی بیهیچ قید و شرطی سیطره یافت. از این زمان صاحب کار تنها هدف خود را افزایش ثروت، آن هم بدون هیچ شرط و اندازهای دانست. از همین رو، بر کارگر فشار میآورد و حق او را به شیوههای گوناگون غصب میکرد تا سود بیشتری ببرد. این مسئله تا جایی ادامه پیدا کرد که کارفرما فقط به اندازه زنده ماندن به کارگر مزد میداد و کارگر مانند حیوانی در خدمت کارفرما میماند. بهطور طبیعی، این وضعیت به انفجار انجامید و کارگر شورید و تجمع کرد و حق خود را گرفت و بر املاک دیگران سیطره یافت. و این سرنوشت همه ابعاد تمدن مادی غرب و شرق است، بدون استثنا و نه فقط در موضوع کار و کارگر.
از همین رو، دین و دینشناسان در برابر مسائل تازهای قرار گرفتند که پیش از این در سرزمین خودشان وجود نداشت. بنابراین، برای این نوع مسائل باید چارهای میاندیشیدند و نظر درست را میگفتند و از آن دفاع میکردند و ستم را از هر جایی که باشد، میکاستند. به این سازمان تبریک میگویم و امیدوارم فراگیر شود و با قدرت و هماهنگی در کارها و افکار ژرف به راه خود ادامه دهد.
و الله من وراء القصد و هو ولی التوفیق.
