گام به گام با امام موسی صدر جلد 12
جلد:
12
صفحه:
32
را بنویسم و این مسئله ناگفته بماند. گفتیم که جنبش محرمان از صفوف شیعیان پا به عرصه گذاشته است. راه و روش این جنبش، راه و روش انفتاح و گشودگی است و فرقهگرا نیست. پس جوهرِ تشیع در همین مسئله است.
وضعیتِ اجتماعی شیعیان و وضعیتِ اجتماعی لبنان را بیان کردم و آنچه مانده است، نقش رهبری است. بالطبع، نقش رهبری اگر نقش نخست نباشد -که
حتماً هم چنین نیست- نقشی اساسی است. مقصود من این است که اگر همه شرایط فراهم باشد، امّا مردم دیگر تشیع را جنبش ندانند، ممکن است شیعه را به سمت نظام و حکومتداری و همپیمانی با صاحبان امتیازات بکشانند و آن را اقلیتی همپیمان با دیگر اقلیتها بپندارند، ولی خط و مسیر این نیست. یا اینکه برخی کوتهبینان که گمان میبرند اسلام نظام اقتصادی و اجتماعی ندارد، تشیع را نیز چنین میدانند. در این حالت خطر رخ مینماید و جنبش در آغوش کمونیسم و چپ رادیکال قرار میگرفت.
ما در موضعی چالشبرانگیز هستیم و در این موقعیت نقش رهبری نقش اساسی است. من شخصاً نمیتوانم مبحث رهبری را بنویسیم، زیرا اغلب مسائل به شخص خود من برمیگردد و در حال حاضر برایم دشوار است... ارزیابی من هم شاید بیطرفانه نباشد، زیرا تواضع و یا تزکیه نفس بیشتر از آنچه هست لازم است.
من امروز خسته هستم و إنشاءالله جمعه آینده خلاصه این مباحث را بازگو میکنم و تسلسل طبیعی و منطقی بحث را حفظ خواهم کرد. جنبش محرومان از درون شیعیان و از تعامل رهبری و مردم ریشه گرفته است. این مسئله واقعاً طبیعی و منطقی و مقتضای وجدان تاریخ است. بالطبع، پس از این میتوانیم به آینده نگرش و بینش دیگری داشته باشیم.
بنابراین ما تاکنون سه درس را ارائه کردیم و میماند درس چهارم برای هفته آینده، إنشاءالله.
