گام به گام با امام موسی صدر جلد 12
جلد:
12
صفحه:
113
میرسیم، صندلی ریاست ما را میگیرد.
انسان هر لحظه در خطر است. مبارزه دائم و حرکت و تکاپوی دائم... باید حواسمان جمع باشد. اگر من یکی از اعضای ارشد جنبش شدم، به مسئولیتی رسیدم، شدم که شدم، نباید مغرور شوم و فکر کنم که خبری شده است. مگر ما چه هستیم و چه شدهایم؟ یکی از علما مثالی ذکر میکند. میدانید که علم بیش از هرچیز دیگر میتواند انسان را فریب دهد.
حدیثی علم را حجاب اکبر مینامد. یعنی همین که اندکی علم آموختم، کتابی خواندم، دانشگاهی رفتم، خودم را گم میکنم. مثالی که این عالِم ذکر میکند، این است که علم مانند کرهای نورانی در دل دنیای تاریکی و جهل است. هرچه علم انسان بیشتر شود، سطح خارجی این کره گسترش مییابد و بیشتر احساس جهل میکند. ما اگر از همین حالا تا آخر عمر به سختی تلاش و پیکار کنیم و مسئولیتهای متعدد را عهدهدار شویم، باز هم کارهای بیشتری را در پیش روی خود میبینیم، زیرا فرصت عمر ما در مقایسه با تاریخ بسیار اندک است. میلیونها سال از عمر جهان میگذرد و ما پنج دقیقه بیشتر نیستیم، مانند شهابی در پهنه آسمان میآییم و میخواهیم همه کار بکنیم، امّا به قبر میرویم و بیحرکت میشویم. فرصت کوتاه ما مگر چقدر است؟ پنجاه سال؟ شصت سال؟ هفتاد سال؟ اگر خیلی عمر کنیم، هشتاد سال. مگر هشتاد سال چقدر است؟نصف آن را شب و خواب میگیرد، نصف آن را هم کودکی و پیری، نیمی هم به خوردن و رفت و آمد میگذرد. مگر چه مقدار از عمر باقی میماند؟ انسان آگاه نباید به دستاوردهایی اکتفا کند که در این مدت عمر به دست آورده است. وقتی راهی را طی میکنیم و به نقطهای میرسیم، نباید به پشت سر نگاه کنیم تا ببینیم چقدر راه رفتهایم، بلکه باید به پیش رو نگاه کنیم تا بدانیم چقدر میخواهیم راه برویم. توقف نکنید، توقف نشانه غرور است، خودپسندی است، سوءاستفاده از مسئولیت است. این توقفها نشانه انحراف است. همان که براساس حدیث مذکور دربارهاش گفتیم: مخلصان با خطری بزرگ مواجه هستند. اسلام و قرآنی که میخواهند خواستههای نامحدود ما را جهتدهی کنند و ما را از انحراف بازدارند، هدف نهایی را الله معرفی میکنند. در اسلام، وقتی سخن از جنگ و نبرد به میان میآید، تعبیر « ﴿ یجاهدون فی سبیلالله ﴾ » و « ﴿ یقاتلون فی سبیلالله ﴾ » را به کار میبرند. «سبیلالله» یعنی چه؟ حرکت « ﴿ فی سبیلالله ﴾ » یعنی هرچه در مسیری پیشرفت کرده باشیم، باز هم تا رسیدن به بینهایت باید پیش رویم و در راه خود ثابتقدم باشیم.
بنابراین، ما به انسان نیاز داریم. این نخستین و مهمترین نیاز است و بسیار مهمتر است از به دست آوردن منابع مالی یا اسلحه. ما باید انسان به دست آوریم، و مهمتر از به دست آوردن دیگران، به دست آوردن خویش است. همه ما در معرض خطر هستیم. آیاتی را به یاد آورید که درباره رسول اکرم(ص) نازل شده است؛ هر روز و هر لحظه در حال تربیت، هر روز در حال تذکر و یادآوری. قضیه نزول آیه «﴿عَبَسَ وَ تَوَلیَّ أَن جَاءَهُ الْأَعْمَی﴾ »[63] را به یاد آورید. قرآن از پیامبر(ص) انتقاد میکند، انتقاد تند و صریح. در این زمینه غیر از این آیه هم وجود دارد. از این رو، ما برای پیشرفت و موفقیت به انسان نیاز داریم، به خود نیاز داریم، به توجه نیاز داریم، به دوری از فریبکاری و غرور نیاز داریم. باید احساس کنیم که مؤسسان و بنیانگذاران این جنبش هستیم. توجه دارید، ما پدران این جنبش
[63]. «روی را ترش کرد و سر برگردانید. چون آن نابینا به نزدش آمد.» (عبس، 1-2)
