گام به گام با امام موسی صدر جلد 11
جلد:
11
صفحه:
479
لبنان، نمایندگانی از دین اسلام و برخی از نمایندگان مسیحیت با یکدیگر گردهم آمدهاند.
مشاهده میکنیم که از مدتی پیش در لبنان آرای گوناگونی درباره این موضوع مطرح شده است و همانگونه که پدر حلو گفتند، مسیحی اگر مسیحی است باید ازدواج مدنی را قبول کند ولی چون در عصر ما دستگاههای مدنی مستقل شدهاند، فکر میکنم طبیعی و منطقی است که این دستگاهها شریعت و قوانینی برای ازدواج داشته باشند که درمورد شهروندان اجرا شود. این امر هر مسیحی صادق را بر آن میدارد که دو ازدواج انجام دهد: یک ازدواج دینی بر اساس وجدان خود و یک ازدواج مدنی در پیشگاه دولت.
به نظر من الهیات مسیحی مانعی برای این کار نمیبیند و بلکه این تفکر را تأیید و تشویق میکند. ولی میبینیم که نمایندگان اسلام ازدواج مدنی مورد نظر ما، یعنی ازدواجی را که در برابر دولت انجام میشود و ازدواجی غیردینی (لاییک) است، رد میکنند. دوست دارم خطاب به دو عالم درباره علل و عواملی که باعث شده است آنان ازدواج مدنی را رد کنند، سؤال ک��م.
جناب سید موسی صدر میگوید مسلمان قطعاً با نظریه ازدواج مدنی مخالفت میکند. از ایشان میپرسم: اگر فرض کنیم مسلمانی هنگام تولد و در دوران رشد مسلمان باشد و وقتی به سن بزرگسالی برسد، تفکری الحادی پیدا کند -این سؤال درمورد هر فرد مسیحی نیز مطرح است- چگونه این فرد ملحد را به انجام دادن شعایر و آیینهایی وادار میکنید که در درون خود به آنها ایمان ندارد؟ دوست دارم درمورد این سؤال گفتوگوی شفاف و صریحی میان ما برقرار شود.
حقیقت معنوی ازدواج با عقد ازدواج تفاوت دارد. حقیقت معنوی ازدواج موضوع امشب ما نیست، اما عقد ازواج عبارت است از اراده زندگی مشترک دو شخص با دو جنس در برابر مقامات قانونی. از دیدگاه شریعت اسلام، با توجه به اینکه در اسلام ازدواج حقیقتی معنوی به حساب نمیآید، چه تفاوتی دارد که این عقد در برابر عالم دینی انجام شود یا در برابر دستگاه مدنی؟ چه مشکلی مانع تحقق ازدواج در برابر مقامات مدنی میشود؟
شیخ احمدالزین: دوست دارم این موضوع را تا اندازهای دور از جنبه دینی نگه دارم. جوانان فرصت اندیشیدن دارند و من دوست دارم پیش از هرچیز مسئلهای مهم را درک کنیم که همان مسئله تحول و پیشرفت است. ما میخواهیم ازدواج شرعی اسلامی یا کلیسایی متحول شود و به ازدواج مدنی بینجامد. بسیاری از جوانان و مردم چنین تمایلی دارند.
من بهصراحت میگویم این تحولی از بالا به پایین است چون تحول گاه به سوی بالا و به سوی اهداف والای انسانی است و گاه موجب پسرفت انسان میشود و او را به عصرهای اولیه و دوره کودکی انسانیت عقب میراند. بر این اساس، میخواهم عاملی را که بسیاری از مردم به خاطر آن در پی ازدواج مدنی هستند، بشناسم. آیا برای رهایی از قداستی است که ادیان به عقد ازدواج میبخشند؟ یا برای رهایی از برخی سختیها و تشریفاتی که در ازدواج مشاهده میکنیم؟
اگر هدف از ازدواج مدنی رهایی از معانی مقدسی است که هر دینی برای ازدواج قایل است، به نظر من این ازدواج مدنی حرکت به عقب و تحولی غیرمتمدنانه است، چراکه تحول متمدنانه تحولی است که ما را به جلو و به سوی تحقق بخشیدن
