گام به گام با امام موسی صدر جلد 7

جلد: 7
صفحه: 269

اندیش? نزدیک‌کردن دیدگاه دولت دمشق و مقاومت فلسطین چگونه شکل گرفت؟

پس از دیدار با برادر، ابوعمار [یاسر عرفات] و بررسی اوضاع با ایشان، دریافتم که همچون گذشته در ذهن ایشان نگرش مثبت و باورهایی همانند باورهای ما وجود دارد؛ باورهایی که تاکنون بهای سنگین پایبندی به آن را پرداخته‌ایم و خشنودیم که وظیف? خویش را به انجام رسانده و مسئولیت تاریخی خود را بر دوش کشیده‌ایم و اکنون حقایق به‌تدریج آشکار می‌شود. پس از آن دیدار و با توجه به علل و انگیزه‌های ذکر شده، سفر به دمشق صورت گرفت.

لازم است یادآوری کنم که در آن مرحله، نشست اتحادی? عرب در حال برگزاری بود و برادر، عبدالسلام جلود به‌طور مستمر میان بیروت و دمشق در رفت و آمد بود. شاهزاده سعود الفیصل نیز به همراه برادر مبارز و اندیشمند، هانی الحسن، بین جده و دمشق در رفت‌ و آمد بودند. همچنین تماس‌های بی‌سر و صدا میان بسیاری از حامیان مخلص فلسطین و دوستداران لبنان صورت می‌گرفت؛ همان‌ها که ادام? این وضع را نمی‌پذیرند و نمی‌خواهند با تهمت ‌زدن یا بدبینی و به یادآوردن ابعاد توطئه، از مسئولیت خود سر باز زنند.

بنابراین، بنده در مقام شهروندی که پیوسته در کنار مردم، رنج‌های آنان را تجربه کرده و روحانی‌ای که همواره با مردم صادقانه سخن گفته، وظیفه داشتم که با مسئولان بلندپایه حتی در سطح سران کشورها نیز صریح و صادق باشم. علت وجود رابط? منحصربه‌فرد من با مسئولان سوری و رهبران انقلاب فلسطین نیز همین است. گفت‌وگوها و تلاش‌های سیاسی ما نیز همواره تحت تأثیر عواملی چون اعتماد متقابل، ضمانت اجرایی مافوق مادی و صراحت و شفافیت قرار داشته است.

چه‌بسا همین انگیزه‌ها موجب شد که برادر، یاسر عرفات نیز بر ضرورت سفر فوری من به دمشق تأکید کند. بنابراین، با مسئولان بلندپای? سوری و شخص حافظ اسد گفت‌وگوهایی انجام دادیم که در نتیجه مقرر شد جنگ و خشونت و درگیری -‌بدون اعلام رسمی‌- متوقف شود تا حدود 170 هزار لبنانی در مناطق خود واقع در سواحل متن شمالی باقی بمانند و مشکلات شهر طرابلس نیز تشدید نشود.

می‌توان گفت که مهم‌ترین وظیف? من، کاستن از شدت رنج و درد حاصل از درگیری‌های اخیر نظامی و سیاسی بوده است؛ به‌ویژه موج تبلیغات منفی و شدید رسانه‌ای در لبنان که نگرانی و ناخشنودی شدیدی در سوریه پدید آورده است.

درواقع باور ما به ضرورت ادام? پیوند سوری? انقلابی با نهضت فلسطین و نیروهای ملی‌گرای لبنان و تحکیم و تقویت این پیوند، همواره ما را بر آن داشته که از سه طرف بخواهیم که روابط خود را بر مبنای اصول مشخص و به دور از احساسات و تعارفات و پیچیدگی بنا کنند و این امر محور اصلی تلاش و فعالیت من در چند روز آینده را تشکیل می‌دهد.

امّا در مورد جزئیات امور پس از توقف کشتارها نیز باید بگویم که موضع سوریه دراین‌باره با عقید? ما مبنی بر ضرورت گفت‌وگوی آزادانه بر سر میز مذاکره و با حضور خود لبنانیان، هماهنگی داشت.

سند قانون اساسی نیز مبنای مناسبی برای تنظیم دستورجلس? این مذاکرات است، امّا اگر قرار باشد که متون تحمیلی مبنای کار قرار گیرد، دیگر گفت‌وگو معنا ندارد.

در اینجا باید این نکته را اضافه کنم که ریاست