گام به گام با امام موسی صدر جلد 7
یهودیانیم. ما همواره خواهان دموکراسی بودهایم و به آن افتخار کردهایم و میخواهیم دموکراسی در فلسطین اجرا شود تا فلسطین متعلق به هم? فرزندان خود باشد و مسلمان و مسیحی و یهودی تفاوتی با هم نداشته باشند. چگونه ممکن است ما که خواهان دموکراسی و همزیستی در فلسطینیم، اینجا در لبنان دموکراسی را خدشهدار کنیم و همزیستی را از بین ببریم و وحدت خود را به تفرقه تبدیل کنیم و اجازه دهیم که خلأ موجود در لبنان، به هم? طمعکاران اجازه دهد که نیروها و لشکرهای خود را به بهان? امنیت و حفظ جان انسانها، به لبنان اعزام کنند؟
امّا ای برادران! چنین نخواهد شد و ما با وجود هم? مشکلات، آمادهایم که برای دفاع از آزادی و حاکمیت ملی و تثبیت استقلال خود، به شهادت برسیم. گمان نمیکنم هیچیک از مبارزان برای بازگشت به گذشته و قرارگرفتن لبنان تحت قیومیت خارجی، دست به سلاح برده باشد. پس از هم? غیور مردان تشکر میکنم و خطاب به آنها میگویم: ما که صاحبان لبنانیم، از امکانات آن بهتر باخبریم و بهتر میتوانیم آن را اداره کنیم. ما از خواستههای خود آگاهیم و بهتر میتوانیم خواست? خود را محقق کنیم و براساس اصولی که به آن معتقدیم، امکان ندارد که حتی از یک وجب از خاک خود در جنوب و شمال و شرق و غرب چشمپوشی کنیم.
و گمان نمیکنم که -بر خلاف ادعای برخی افراد- ما جنوب لبنان را به مقاومت فلسطین بدهیم، بلکه تمام لبنان و ملت لبنان در خدمت مقاومت فلسطین است، امّا نگرانی اصلی ما آن است که اگر بخواهیم جنوب را به مقاومت فلسطین بدهیم، ناخواسته آن را به اسرائیل داده باشیم!
شیوه
مواضع ما و مواضع طرف مقابل در نفی فرقهگرایی
حضار گرامی! در این روز که «روز شهید» نام گرفته، برای روح بلند شهیدانمان رحمت و مغفرت واسع? الهی را خواستاریم…
ما پیش از این، خواهان الغای فرقهگرایی شده بودیم و من هنوز هم بر این موضع پافشاری میکنم. زمانی هم که برای ریاستجمهوری نامزد شدم، درواقع هدفم ضربه زدن به سنت و عرف رایج بود که درواقع نوعی تبعیض میان پیروان مذاهب و هموطنان ماست. ما اگر داعیهدار برابری و مساواتیم، باید در عمل و رفتارمان هم نشانهای از این گفتهها وجود داشته باشد. همه به یاد دارید که چه کسانی با اقدام من مخالفت کردند و گفتند که ریاستجمهوری باید فقط از آن مارونیها باشد! اگر من پس از آنکه دولت سوریه وارد عمل شد و همگی با این مسئله موافقت کردند که ریاست قوای سهگان? کشور بنا بر عرف رایج گذشته تعیین شود، بر موضع سابق خود باقی میماندم، این اقدام من نشان? خودخواهی و توجه به منافع شخصی تلقی میشد. پس چارهای نداشتم جز اینکه همچون دیگران این اصل را بپذیرم. امّا پس از آن، از نفی فرقهگرایی فراتر رفتند و خواست? بزرگتری را مطرح کردند که عبارت است از سکولاریسم مطلق! اگر واقعاً به دنبال سکولاریسم یا دستکم خواهان نفی فرقهگرایی در انتخاب رؤسای قوای سهگانهاند، چرا یک روم یا کاتولیک یا سنی یا شیعه یا یک دروزی را برای ریاستجمهوری نامزد نکردند؟ از آنها میپرسم که وقتی در برنامههای خود سخن از تشکیل «شورای فعالان اقتصادی» به میان آوردند، چرا در تلویزیون اعلام کردند که اکثر اعضای این شورا مسیحی خواهند بود و آنها هم در انتخاب
