گام به گام با امام موسی صدر جلد 7
به دو کشور، بلکه به چندین کشور تبدیل شده و ملت لبنان به فرقهها و گروههای متعدد تقسیم شده است.
7. خواستهها و اصلاحات سیاسی، اجتماعی و عمرانی از یاد رفته و فقط استعفای رئیسجمهور بر جا مانده و بقی? خواستهها به شعارهای توخالی تبدیل شده است. دیگر نه حکومتی بر جا مانده تا در پی اصلاح آن باشیم و نه در خزان? دولت یا در نزد مردم اموالی هست که برای طرحهای عمرانی و عدالت اجتماعی هزینه شود. پژوهشها و طرحها و نقشههای گذشته به بدترین شکل ممکن از میان رفته است. دیگر از مهندسان بزرگ هم خبری نیست و نمیدانیم که این میهن زخمخورده به چند سال زمان نیاز دارد تا به نقط? صفر و زمان آغاز بازگردد.
8. تنها راه باقیمانده برای تحقق توسع? اجتماعی و رسیدن به اصلاحات که همان مبارز? دموکراتیک است، در سای? سنگین سلاح از میان رفته است و تفنگداران بار دیگر در فضای غبارآلودی که مواضع طرفهای مختلف را در برگرفته و بر مبنای کینهتوزیها و پیشداوریها و تهمتهایی که از هر سو باریدن گرفته است، دست به استفاده از سلاح میزنند.
9. مقاومت فلسطین که امانت و رسالت لبنان است، زخمخورده و بیپناه و خسته، در معرض حملات و توطئهها قرار گرفته و بار سنگین جنگجویان و آوارگان را بر دوش میکشد و به مذاکرات صلح و جستوجو برای یافتن راهحلی برای مشکلات سرگرم شده است.
10. کشور برادر، سوریه، پس از فداکاریهای بزرگی که انجام داده، اکنون در معرض موج حملات تبلیغاتی رسانهها و محافل مختلف و حتی بسیاری از کشورهای عربی قرار دارد. هدف از این تبلیغات مسموم آن است که سوریه را دشمن اراد? ملی لبنان، دستنشانده، یکجانبهگرا و حامی ستمگران و تجاوزکاران وانمود کند.
و این است خلاصهای از مرحلهای دیگر از توطئ? بزرگ که اراد? ملی را هدف قرار داده است. آیا مرحله یا مراحل دیگری نیز در راه است؟
ملت لبنان!
ای بنیانگذاران سرزمینها و ای پرچمداران فرهنگها! ای طلایهداران تمدنها و ای تاریخسازان سرزمینهای مهاجرپذیر!…
در انتظار چیستید؟! سقفها فرو ریخته و فرماندهان با هم به نبرد برخاستهاند و بسیاری از رهبران از راه منحرف شدهاند، یا از ادای مسئولیت خود شانه خالی میکنند! اکنون شمایید، تنها و غریب، سرگشته و حیران در میان? میدان! چه باید کرد؟ چه کسی باید اقدام کند و چگونه؟! من نیز همچون شهروندی عادی در کنار شما به دنبال پاسخی برای این پرسشها میگردم. هریک از شما وظیفه دارد که بیندیشد و پاسخ دهد و راه خروج از تاریکی و ظلمت را بیابد و بداند که به کجا میرویم و چه میخواهیم.
نخست. ما خواهان لبنانی متحد و یکپارچه و دارای ملتی با اراده و مصممیم. ما با تجزیه و ایجاد یک یا چند اسرائیل دیگر مخالفیم. با تشکیل دولت مستقل مارونی یا شیعه یا سنی یا دروزی مخالفیم. با وجود حوادث گذشت? دور و نزدیک و بهرغم هم? کشتارها و ویرانیها، میخواهیم همگی اعم از مسلمان و مسیحی در کنار هم زندگی کنیم. آنچه رخ داده، کار ما و خواست? ما نبوده است. ما از آن برائت میجوییم و بر همزیستی در یک میهن بر مبنای آمال و ارزشها
