گام به گام با امام موسی صدر جلد 5
خشوع حکم فرما شد.
خدایا، تو را سپاس مىگوییم. پروردگارا، اى خداى ابراهیم و اسماعیل، ای خداى موسى و عیسى و محمد، ای خداى مستضعفان و همۀ آفریدگان.
سپاس خدایى راست که ترسیدگان را امان و صالحان را نجات میدهد، مستضعفان را ارجمند و مستکبران را بیارج میسازد، خسروان را هلاک میکند و دیگران را بر جای آنان مینشاند. و سپاس خدایى را که درهمکوبندۀ جبّاران، نابودکنندۀ ستمگران، فروگیرندۀ گریزندگان، کیفردهندۀ ستمپیشگان و فریادرس فریادخواهان است.
خدایا، تو را شکر مىگزاریم که ما را به عنایت خود موفق داشتى و به هدایت خویش گردآوردى و با رحمت خویش دلهای ما را یکى کردى.
ما، اکنون، در پیشگاه تو و در خانهاى از خانههاى تو، در وقتِِ روزه، از برای تو، گِرد آمدهایم. دلهای ما به سوى تو پر مىکشد و ذهن ما نور و هدایت را از تو برمىگیرد، با این اعتقاد که تو ما را فراخواندهاى تا، در کنار یکدیگر، در خدمت به خلق گام برداریم و بر وحدت کلمه، براى سعادت آفریدگانت، اتفاق کنیم. به درگاهت روى نهادهایم و در محرابت نماز گزاردهایم.
براى انسان گرد آمدهایم، که ادیان از براى اوست ، ادیان یکى بودند و هریک ظهور دیگرى را بشارت مىداد و دیگری را تصدیق مىکرد. به این ادیان، خداوند مردم را از تاریکیها به سوى نور برکشید و آنان را از اختلافاتِ پراکَننده و تباهکنندۀ بسیار نجات داد و به ایشان پیمودن راه صلح و مسالمت آموخت.
ادیان یکى بودند، زیرا در خدمتِ هدفى واحد بودند: دعوت به خدا و خدمت به انسان. و این دو نمودهاى حقیقتى یگانهاند. و آنگاه که ادیان در صدد خدمت به خود برآمدند، تفاوت پیدا کردند. هریک از آنها چندان به خود توجه کرد که نزدیک بود هدفِ اصلى فراموش گردد. اختلافات شدت گرفت و رنج و محنت انسان فزونى یافت.
ادیان یکى بودند و یک هدف بیش نداشتند: در افتادن با خدایان زمینى و طاغوتها و یارى مستضعفان و ستمدیدگان. این دو نیز نمودهاى حقیقتى یگانهاند. و چون غلبۀ ادیان و پیروزی مستضعفان به دست آمد، مظلومان دیدند که طاغوتها چهره عوض کرده و زودتر از همه به غنائم رسیده و در صدد برآمدهاند که بر آنان به نام ادیان و به سلاح دین حکومت کنند. و اینگونه بود که رنج و محنت مظلومان مضاعف گشت و مصیبت ادیان و اختلاف آنها پدید آمد. هیچ اختلافی نیست مگر در منافع سوءاستفادهکنندگان.
ادیان یکى بودند، زیرا مبدأ همۀ آنها، خدا، یکی است؛ هدف همۀ آنها، انسان، یکی است؛ و میدان سرنوشت، جهان هستى، یکی است. و چون هدف را فراموش کردیم و از خدمت انسان فاصله گرفتیم، خدا هم ما را وانهاد و از ما دور شد و ما گروه گروه گشتیم و به راههای گوناگون رفتیم و میان ما اختلاف و تفرقه افتاد؛ جهان یکتا را پاره پاره ساختیم و به خدمت منافع خاص درآمدیم و معبودهاى دیگر، جز خدا برگزیدیم و انسان را تباه کردیم.
اکنون به راه درست و به انسانِ رنجدیده بازمیگردیم تا از عذابِ الهى نجات یابیم. براى خدمت به انسانِ مستضعفِ تباهشدۀ ازهمگسیخته گردِ هم میآییم، تا در همهچیز و در راه خدا یکى شویم و ادیان یکى باشند. قرآن کریم مىفرماید: ﴿لِکُلٍّ جَعَلْنَا مِنْکُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ
