گام به گام با امام موسی صدر جلد 5

جلد: 5
صفحه: 179

من در اعتراضات دورۀ کمیل شمعون و در دورۀ حکومت امنیتی، در کنار الاسعد ایستادم و او همواره از من می‌خواست که از او حمایت کنم، بدون آنکه هیچ سود شخصی برای من داشته باشد.

من همیشه او را بر دامادش، آقای صبری حماده، ترجیح می‌دادم نه بدین علت که من رقیب او در منطقه‌اش هستم، بلکه چون برای فرهنگ و استواری الاسعد ارزش قایل بودم.

امیدوار بودم که کامل اسعد که دانش‌آموخته‌ای شجاع است، بر این واقعیت محیط خود بشورد. آرزو می‌کردم این وکیل جوان بر ضد نظام فئودالیسم خانوادگی انقلاب کند و به مردمی که خواستار تغییر هستند، بپیوندد. امید داشتم رئیس پارلمان، به جای آنکه پسر خواهر خود را که هنوز درس دانشگاه خود را تمام نکرده است، به مدیرکلی بگمارد و به جای آنکه یکی از طرف‌داران خود را که در امتحان برای سمت ریاست ادارۀ خود مردود شده بود، به مدیرکلی منصوب کند، مناصب را به افراد ممتاز و زبردست واگذار کند. آرزو داشتم که او با قانونی که میلیون‌ها لیره را به نمایندگان و وزرا و رؤسای پیشین اختصاص می‌داد، مخالفت کند.

اگر کامل اسعد چنین می‌کرد، به مردم نزدیک‌تر بود؛ همان مردمی که از محرومیت رنج می‌برند و او می‌پرسد: چه کسی باعث محرومیت آنان شده است؟

اگر دومین شخصیت کشور چنین می‌کرد، کینه و دشمنی را از خود و نظامی که از آن دفاع می‌کند، دور می‌ساخت.

در حکومتی که نتوانست بسیاری از امیدهای مردم را محقق کند، آقای الاسعد می‌توانست مردم را به خود نزدیک کند و امیدهای آنان را برآورده کند. تنها از این راه بود که کامل اسعد می‌توانست قهرمان بشود.

ریاض طه