گام به گام با امام موسی صدر جلد 5

جلد: 5
صفحه: 114

از امت لبنانی و میهن لبنانی دفاع می‌کنند. می‌بینیم که این عده با یکدیگر درگیر هستند، رقابت دارند و بحث و مناقشه می‌کنند، ولی وقتی وارد عرصۀ کار جدی و تلاش و فعالیت می‌شویم، این سؤال مطرح می‌شود: آیا آن‌هایی که طرف‌دار قومیت عربی هستند، کل جهان عرب را بر میهن و محل زندگی خود مقدم می‌دارند؟ آیا معنای طرف‌داری از قومیت عربی این است که لبنان را نادیده بگیریم و برای آبادانی لبنان تلاش نکنیم؟ چه کسی قومیت به این معنا را قایل است؟ اینکه بگوید من وطن خود، محل زندگی خود، شهر و منطقۀ خود را نادیده می‌گیرم و مناطق دوردست امت را بر محل زندگی خود مقدم می‌دارم؟ آیا کسی چنین گفته است؟

سؤال دیگری می‌کنیم: اگر کسی از وطن و این وحدت تاریخی در چارچوب کشورمان لبنان دم زد، آیا به‌طور جدی و بدون در نظر گرفتن منطقه‌ها و طبقه‌ها و گروه‌ها، کار و تلاش می‌کند؟ حقیقت این است که وقتی من به جنوب یا هرمل یا عکار یا برخی محله‌ها در حومۀ بیروت می‌روم و سپس به مناطق و شهرهایی دیگر می‌روم، از خود می‌پرسم آیا همۀ این مناطق، لبنان واحد و کشور واحد است؟

بنابراین، آیا آن‌هایی که به خاطر لبنان به عنوان میهن و قوم و امت می‌جنگند و فداکاری می‌کنند، گام اوّل برای یک‌پارچگی این میهن را برداشته‌اند؟ و آیا منطقه‌ها و فرقه‌ها و گروه‌ها را در یک سطح از عدالت با بهره‌ها و فرصت‌های برابر قرار داده‌اند؟

از این سو می‌بینیم نزاع میان این دو تفکر همچنان ادامه دارد، در حالی که هیچ‌یک از آن‌ها گام‌های اوّل را برنداشته‌اند. وقتی سراغ دیگر اندیشه‌های سیاسی و مناقشات دامنه‌داری می‌رویم که در محافل و مؤسسات ما دربارۀ جامعه‌ای بهتر و جامعه‌ای با رفاه و عدالت و فرصت‌هایی بیشتر مطرح است، می‌بینیم بحث دربارۀ تصویر جامعه در آیندۀ بسیار دور، مانع از اهتمام به وضع موجود و معیشت روزانه شده است. آیا دفاع از وطن ساده‌ترین و ابتدایی‌ترین وظیفه و روشن‌ترین مسئولیت ما نیست؟

آیا هیچ مکتب فکری، دموکراتیک یا دیکتاتوری، سرمایه‌داری یا سوسیالیستی، راست‌گرا یا چپ‌گرا، آیا هیچ فرد یا نهاد یا گروهی در دنیا هست که فراموش کند نخستین وظیفۀ آن دفاع کردن از میهن است؟

بنابراین، ما در اثر بسیار حرف زدن و بسیار اندیشیدن و بسیار پرداختن به فعالیت‌های علمی و فلسفی و ایدئولوژیک، از کارهای اولیه و ضروری دور شده‌ایم. اینجاست که می‌توانیم بگوییم پرداختن به یک کار، هرچند روشن و هرچند ضروری باشد از پرداختن به مسئلۀ نان و دفاع و عدالت و حقوق عادی و اولیه گرفته تا امنیت و توسعۀ زندگی مردم، از یک سو بسیار سهل و آسان است و از سوی دیگر بسیار دشوار و ممتنع. تا زمانی که همه به آیندۀ دورِ دور سرگرم‌اند و از حال غافل‌اند، وضع همین گونه است.

دانشجویان دانشکدۀ حقوق از من خواسته‌اند این جنبش و ابعاد آن را توضیح دهم، در حالی که این جنبش، جنبشی خودجوش و ساده و روشن است و هیچ ابهامی در آن نیست. پس چرا چنین سؤالی می‌‌کنند؟

آیا اینکه انسان نان و امنیت و هویت بخواهد، ابهام دارد؟ آیا اینکه انسان به دنبال راه‌حلی اساسی برای معتدل کردن بیروت و رونق بخشیدن به دیگر مناطق باشد، ابهام دارد؟ یکی از مطالبات بیست‌گانۀ ما این است که آثار باستانی، سرمایه و میراث لبنان و پشتوانۀ گردشگری لبنان است. آیا اگر بگوییم