این گفتار با همین عنوان در کتاب حدیث سحرگاهان درج شده است.
﴿ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ﴾
﴿ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ ﴾ ،
بگو : به پروردگار صبحگاه پناه میبرم،
﴿مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ،﴾
از شرّّ آنچه بیافریده است،
﴿ وَمِنْ شَرِّ غَاسِق إِذَا وَقَبَ ﴾ ،
و از شرّّ شب چون درآید،
﴿ وَمِنْ شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِی الْعُقَدِ ﴾ ،
و از شرّّ جادوگرانی که در گرهها افسون میدمند،
﴿ وَمِنْ شَرِّ حَاسِد إِذَا حَسَدَ ﴾ .
و از شرّّ حسود چون رشک میورزد.
در آخرین بخش، برای پی بردن به برخی معانی این سوره مبارک، درباره بیماری شایعی میان مردم سخن میگوییم؛ بیماری ترس از چشم زدن. پارهای از مفسران به مناسبت آیه کریمه « ﴿ وَمِنْ شَرِّ حَاسِد إِذَا حَسَدَ ﴾ »[251] از چشم زدن نام میبرند و آن را نوعی حسادت برمیشمارند و در شرح و تفصیل و علل آن صحبت میکنند و نتیجه میگیرند که ضرر کسی که دیگران را چشم میزند، با ضرر حسودان به مردم تفاوت نمیکند.
در حقیقت، مسئله چشم زدن به بحث و مناقشه بیشتری نیاز دارد. اصولاً انسان نمیتواند چیزی را جز با دلیل انکار کند، همانطور که نمیتواند چیزی را جز با دلیل بپذیرد. این اصلی علمی و عقلی و فلسفی است. ابنسینا میگوید که این برخلاف عادت انسان است که چیزی را بدون دلیل بپذیرد یا چیزی را بدون دلیل انکار کند، بلکه این رفتار به نوعی از غیرانسان سر میزند. بنابراین، پیش از آنکه علم، چشم زدن را اثبات یا انکار کند، نمیتوانیم نه آن را بپذیریم و نه چیزی از این دست را انکار کنیم. همچنین، باید تکلیف خود را درباره اعتقاد به تأثیر چشم زدن یا اعتقاد به تأثیر نداشتن چشم زدن روشن کنیم. امکان ندارد که اسلام اقداماتی را چون تعویذها و امثال آن که برای جلوگیری از چشم زدن یا چشم نخوردن کودک انجام میدهند، بپذیرد. این تعویذها از نظر ما بقایای شرک در زندگی مؤمنان است. اما مسئله چشم زدن، هیچ دلیلی برای اثبات آن در زندگی انسان وجود ندارد. شاید این سخن من بسیار جسورانه باشد، اما باز هم خواهم گفت : دلیلی بر اینکه انسان چشم میخورد یا اینکه نوعی از بشر وجود دارد که دیگران را چشم میزند، وجود ندارد. ممکن است گفته شود چگونه آن را انکار میکنی،
[251]. «و از شرّ حسود چون رشک میورزد.» (فلق، 5)