﴿ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ﴾
﴿ قُل هُوَ اللهُ أَحَدٌ ﴾ .
بگو : اوست خدای یکتا.
﴿ اللهُ الصَّمَدُ.﴾
خدایی که در حاجت به او رو کنند.
﴿ لَم یلِد وَ لَم یولَد ﴾ ،
نه زاده است و نه زاده شده ،
﴿ وَ لَم یکُن لَهُ کُفُواً أَحَدٌ ﴾ .
و نه هیچکس همتای اوست.
این سوره مبارک، که از بزرگترین سورههای قرآن است و سوره توحید نامیده میشود، هنگامی بر پیامبر نازل شد که از او درباره حسب و نسب خداوند پرسیدند.
این پرسش از آن رو بود که عرب پیش از اسلام به انسان و اینکه منتسب به کدام قبیله است، اهمیت میداد و کرامت و فضیلت انسان را به انتساب او به قبیلهای باکرامت و بافضیلت میدانست. آنان از انتساب انسانها به قبایل فراتر رفتند و این انتساب را برای دیگر موجودات نیز به کار بردند و نَسَب اسبها و بعضی حیوانات دیگر را نیز بیان میکردند، تا اینکه کار به جایی رسید که برای خدایان نیز چنین کردند. در نتیجه، برای هر خدایی که میپرستیدند، نسبی داشتند که او را به سرکردهای از سرکردگان یا بزرگی از بزرگان میرساند. و نَسَب هر خدایی بر سینهاش آویخته بود تا هرکسی که به درگاه او میآویزد، آن بت و اجدادش را بشناسد.
با توجه به این ذهنیت قومی و قبیلهای که هرچیزی را به لحاظ خونی و نسبی به اصلی نسبت میداد، از رسول الله(ص) درباره نَسَب خدایی پرسیدند که میپرستید. آنگاه این سوره مبارک نازل شد.
« ﴿ قُل هُوَ اللهُ أَحَدٌ ﴾ .» او یکی است و شریکی ندارد، یکی است و جزئی ندارد.
«﴿ اللهُ الصَّمَدُ﴾» یعنی او احتیاجی به غیر خود ندارد و از هیچچیز ناتوان نیست. او بینیاز است و آکنده است و هیچ خلئی در او نیست تا به پر کردن آن خلأ با توسل به غیر خود نیازمند باشد.
« ﴿ لَم یلِد وَ لَم یولَد ﴾ .» او نزاییده، پس نه فرزندانی دارد و نه خویشاوندان سببی و نه نوادگانی، همچنانکه زاییده نیز نشده است و نه پدری دارد و نه مادری و در نتیجه، نه عمویی دارد و نه عمهای و نه دایی دارد و نه خالهای و نیز نه عموزادهای و نه داییزادهای. این آیه مبارک بدینگونه هرگونه ارتباط نَسَبی میان خداوند و انسان را، همچون ارتباط پدر و فرزندی، نفی میکند، زیرا هنگامی که ما فرزند داشتن او و فرزندِ دیگری بودنِ او را نفی کردیم، در واقع، ارتباط نَسَبی او با غیر او را نیز نفی کردهایم.
« ﴿ وَ لَم یکُن لَهُ کُفُواً أَحَدٌ ﴾ .» این آیه بار دیگر این