این گفتار با همین عنوان در کتاب برای زندگی درج شده است.
﴿ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ﴾
﴿ قُل هُوَ اللهُ أَحَدٌ ﴾ .
بگو : اوست خدای یکتا.
﴿ اللهُ الصَّمَدُ. ﴾
خدایی که در حاجت به او رو کنند.
﴿ لَم یلِد وَ لَم یولَد ﴾
نه زاده است و نه زاده شده
﴿ وَ لَم یکُن لَهُ کُفُواً أَحَدٌ ﴾
و نه هیچکس همتای اوست.
میخواهیم به تفسیر سوره اخلاص بپردازیم. سوره بزرگی که در احادیث ثلثِ قرآن دانسته شده است. در حدیث آمده است که این سوره نَسَبِ پروردگار است. چنانکه میدانید عربها برای خدایان و افراد و بزرگانشان نَسَبی ذکر میکردند. هرکسی به قبیله یا خانواده یا عشیرهای نسبت داده میشد، حتی برای اسبها و بتها نیز نسبی قایل بودند. هُبَل و لات و عُزّی و وُد و یَغوث و یَعوق هرکدام به تاریخ و قبیله و گروهی منسوب بودند. به همین سبب، از پیامبر درباره نسب خداوندی پرسیدند که آن حضرت عبادت میکرد و مردم را به او فرامیخواند، و در پاسخ، سوره اخلاص نازل شد. سوره اخلاص ایمان اسلامی به خداوند را به صورت کوتاه و مفید در خود دارد. از همین رو، ثلث قرآن دانسته شده است، زیرا قرآن کتاب شریعت است و بنیان شریعت نیز توحید و نبوت و معاد است. توحید شرطِ بنیادین و نخستین شریعت است. اکنون به تفسیر این سوره میپردازیم.
« ﴿ قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ ﴾ .» پیش از این درباره واژه «قُل» گفتیم که این واژه خطاب به پیامبر است. پیامبر هرآنچه میشنود، برای مردم بازمیگوید. او همچون آینهای است که وحی الهی را بازمیتاباند. یکی از این انعکاسات این آیه است : «﴿ وَ ما یَنطِقُ عَنِ الهَوی إن هُوَ إلّا وَحیٌ یُوحی. ﴾ »[225] پیامبر هرچه را به او وحی میشد، به مردم عرضه میکرد، حتی کلمه «قُل» را.
«هُوَ اللهُ أَحَدٌ.» پروردگار من «الله» است، همان کسی که از نَسَبِ او میپرسید. معنای «أحد» چیست؟ أحد معنایی ژرفتر از واحد دارد. واحد در برابر دوست. واحد یعنی فرد در برابر گروه، و خداوند واحد هم هست. اما معنای أحد بیش از واحد است. أحدیت یعنی خداوند افزون بر اینکه یک فرد است، جزء هم ندارد. اگر به خود توجه کنیم، متوجه میشویم که هرکدام از ما با ویژگیها و مشخصات خود واحد است، اما أحد نیست. انسان از اجزای خارجی مانند سر و دست و پا و از اجزای عقلی که در علم منطق ذکر شده، تشکیل شده است. افزون
[225]. «و سخن از روی هوی نمیگوید. نیست این سخن جز آنچه بدو وحی میشود.» (نجم، 3 و 4)