Print this page

گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 10
صفحه: 190

وصف می‌کند، نسبتی با کسی ندارد. با چیزی پیوندی نزدیک و با هیچ‌کس و هیچ مکان و هیچ زمانی هم قرابت ندارد. این معنا بسیار ارجمند و خاستگاه دین و اندیشه و پیشرفت است. وقتی خدا وابستگی خاصی به کسی ندارد، در هستی کسی بی‌علت بیش از دیگران به خدا نزدیک نیست. پس خدا نه خویشی دارد، نه سایه‌ای، نه امینی، نه خزانه‌داری، نه همتایی و نه ابزار خاصی. مردمان چون دندانه‌های شانه در برابرش مساوی‌اند. بنابراین، هر انسانی به اندازه عملش یا به تعبیر قرآن بر اساس یکی از موازین سه‌گانه به خدا نزدیک می‌شود؛ بر اساس تقوا یا جهاد یا علم. طبقات اجتماعی هیچ تفاوتی نزد خدا ندارند. اندیشه طبقاتی که در نزد یونانیان یا یهودیان رواج داشت، نادرست است. آنان می‌گفتند که گروهی مقرَّب خداوند هستند و گروهی مطرود یا دور از خدا، گروهی دوزخی هستند و گروهی بهشتی. همچنین، این اندیشه یهودیان که می‌گفتند از میان مردم تنها آنان اولیای خداوند و یا به تعبیر خود، «قوم برگزیده خداوند» هستند، ناپذیرفتنی است.

همه مردم و همه طبقات و همه گروه‌ها و افراد، چه سفید، چه سیاه، چه سرخ، چه بلندقد و چه کوتاه‌قامت، چه فرزندان اغنیا، چه اشراف‌زادگان، چه روحانیان و چه غیر آنان، در برابر خداوند مساوی‌اند. این مفهومی است تربیتی که به هرکس امکان می‌دهد تا به مقتضای عمل و تلاش و تقوا و وجهاد و دانش خود به سوی خدا گام بردارد.

از سوی دیگر، مکان‌ها نیز با هم مساوی‌اند، مگر مکانی که خداوند به سبب کار یا عبادت یا حرکت خاصی درباره آن چیزی گفته باشد. پس مکان دور و نزدیک یا زمان بهتر و برتر از دیگر ایام و روزهای شوم و یا فرخنده در کار نیست. این‌ها تصوراتی بود که در میان مردم رواج داشت و در برخی روزها مانع از فعالیت می‌شد.

همچنین، وقتی که خداوند نسبت به همه یکی است، و سرمنشأ همه نیز یکی است، احساس یگانگی جامعه به انسان دست می‌دهد و انسان با این دریافت هرچیزی جز خدا را واجد نقص و در مسیر کمال می‌بیند. از همین رو، دیگران را معذور می‌دارد و خود را در برابر تصویری خوب و نیکو و همراه با حسن ظن به دیگران می‌یابد. از این همه است که این سوره ثلث قرآن یا ثلث اول اسلام دانسته شده است، زیرا اصول سه‌گانه اسلام توحید و نبوت و معاد است. ثلث و رکن نخست این اصول با همه معنای خود، در این سوره وجود دارد. عبادت جز برای خدا نیست و نیاز جز به درگاه خدا روا نیست، زیرا میان آدمیان تفاوتی وجود ندارد. پس نیاز بردن مخلوق نزد مخلوقی دیگر، چنان‌که امام سجاد می‌گوید، نادانی و لغزش است.

توحید اخلاقی خاص و صفای ذهن و احساسی وحدت‌بخش در بشر به وجود می‌آورد. این سوره، افزون بر عقیده توحید که ثلث اسلام و ثلث قرآن است، تصویری از جامعه و روابط میان انسان‌ها و بی‌نیازی از غیر خدا و رویگردانی از عبادت غیرخدا و نیز امکان پیشرفت هر انسانی و درهم شکستن همه موانع ارائه می‌دهد.

این سوره بت‌ها را از سر راه انسان برمی‌دارد. آدمی نه احساس نقص می‌کند و نه احساس تفاوت و نیز روزها و مکان‌هایی وجود ندارد که نحس باشد و نتوان در آن‌ها کار کرد. عمل انسان اهمیت دارد و قرآن کریم دراین‌باره می‌گوید : « ﴿ وَ أَن لَیسَ لِلإنسانِ إلّا ما سَعی .»[224]

[224]. «و اینکه : برای مردم پاداشی جز آنچه خود کرده‌اند، نیست.» (نجم، 39)