تصویری انقلابی از جهانبینی انسان است. نتیجه این جهانبینی آن است که انسان، فرد یا جماعت، که با این جهانبینی زندگی میکند، هم با هستی هماهنگ باشد و هم با جامعه و خویشتن. این اسلوب در سوره رحمان نیز مانند دیگر سورههای قرآن واضح است، زیرا در این سوره میبینیم که خداوند برای مقدمه میگوید : «﴿الرَّحْمَنُ. عَلَّمَ الْقُرْآنَ خَلَقَ الْإِنْسَانَ عَلَّمَهُ الْبَیانَ الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ بِحُسْبَان وَالنَّجْمُ وَالشَّجَرُ یسْجُدَانِ ﴾ .» و میگوید : « ﴿ وَالسَّمَاءَ رَفَعَهَا وَوَضَعَ الْمِیزَانَ ﴾ .» یعنی خداوند متعال آسمان را برافراخت و ترازو را برنهاد. این چه ترازویی است؟ بهترین ترازو، یعنی هرچیزی که زیر آسمان است، موزون و دقیق است و حساب دارد و اندازه و مقداری دارد. قرآن کریم پیش روی انسان تصویری موزون و دقیق رسم میکند تا بعد از این جملهای اضافه کند : « ﴿ وَالسَّمَاءَ رَفَعَهَا وَوَضَعَ الْمِیزَانَ أَلَّا تَطْغَوْا فِی الْمِیزَانِ وَأَقِیمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَلَا تُخْسِرُوا الْمِیزَانَ ﴾ .» در نتیجه، باید گفت : ای انسانی که زیر آسمانی زندگی میکنی که در آن ترازو نهاده شده است، بدون شک باید به «میزان» توجه کنی و در مسیر الهی حرکت کنی، وگرنه اگر در مسیری به جز جریان هستی گام برداری، در این هستی غریبی و در زندگیات شکست خواهی خورد. بر همین مبنا، این مسئله را به صورتی وسیعتر در این کلمات قرآن مییابیم : « ﴿ مَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَینَهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ ﴾ »[196] بنابراین، هستی بر پایه حق استوار است و انسانی که میخواهد با هستیاش هماهنگ باشد و در زندگیاش پیروز، باید راه حق را بپیماید. سپس به این کلمات میرسیم : « ﴿ مَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَینَهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَأَجَل مُسَمًّی ﴾ .» هستی بر پایه «مدتی معین» استوار است. یعنی همه موجودات و همه حرکات و همه تواناییها و همه آنچه در هستی است، بر مبنای مدت استوار است؛ مدتی معین. در نتیجه، هنگامی که انسان در این هستی بخواهد به کاری دست بزند، هر کاری، و بخواهد که در آن کار موفق شود، باید برای خود مهلت زمانی قرار بدهد، باید برنامهریزی کند، با تنبلی نمیتوان به اهداف رسید، بلکه باید مهلتی معین و محدود قرار داد و نباید آن را به تأخیر انداخت. از این رو، تعیین برنامه زمانی برای این است که انسان در زندگی پیروز شود.
به تعبیر قرآن کریم هستی در شش روز خلق شده است، در شش روزگار یا در شش مرحله یا در شش دهر، و نه در شش روز به معنای شب و روز، چنانکه در جلسات قبل به آن اشاره کرده بودیم. بنابراین، هستی یکباره آفریده نشده است. میدانیم قرآن کریم تأکید میکند که خداوند متعال برای آفرینش نیازمند زمان نیست و تا بگوید : «باش» اشیا به وجود میآیند.[197] اما آفرینش جهان در مدتی معین و محدود و همچنین، طرح آن در قرآن کریم برای این است که انسان در زندگی و اهدافش، برنامهریزی داشته باشد. تلاش نکند که یکباره پرورش یابد یا ثروتمند شود یا به مقامی یا به تجربهای دست یابد، بلکه باید زمانی را برای تحصیل مال، آموزش، مقام، تندرستی، زن و حتی ماشین قرار دهد. البته، باید وقت محدود و معینی را قرار دهد تا به امروز و فردا کردن و تأخیر دچار نشود. مضمون این معانی و مفاهیم تربیتی این است که قرآن کریم تصویری از هستی طرح میکند که انسان در زندگی و در کارهایش باید به این الگو ملتزم باشد که اگر چنین نباشد، با محیطی که در
[196]. «ما آسمانها و زمین و آنچه را که در میان اوست جز به حق و در مدتی معین نیافریدهایم.» (احقاف، 3)
[197]. اشاره به اصطلاح قرآنی «کن فیکون» است. – م.