﴿ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ﴾
﴿الرَّحْمَنُ. ﴾
خدای رحمان.
﴿عَلَّمَ الْقُرْآنَ. ﴾
قرآن را تعلیم داد.
﴿خَلَقَ الْإِنْسَانَ0﴾
انسان را بیافرید.
﴿ عَلَّمَهُ الْبَیانَ ﴾ .
به او گفتن آموخت.
﴿ الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ بِحُسْبَان ﴾ .
آفتاب و ماه به حسابی مقرر در حرکتاند.
﴿ وَالنَّجْمُ وَالشَّجَرُ یسْجُدَانِ ﴾ .
و گیاه و درخت سجدهاش میکنند.
﴿ وَالسَّمَاءَ رَفَعَهَا وَوَضَعَ الْمِیزَانَ ﴾ ،
آسمان را برافراخت و ترازو را برنهاد،
﴿ أَلَّا تَطْغَوْا فِی الْمِیزَانِ ﴾ ،
تا در ترازو تجاوز مکنید،
﴿ وَأَقِیمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَلَا تُخْسِرُوا الْمِیزَانَ ﴾ .
وزن کردن را به عدالت رعایت کنید و کمفروشی مکنید.
(رحمان، 1-9)
برادران، بار دیگر این آیات را خواندیم تا به نکته مهمی برسیم که موضوع بحث امشب است. نکتهای که آیه کریمه آن را تبیین میکند، ارتباطی است میان «برافراشتن آسمان» و «گذاشتن ترازو» و میان نهی از تجاوز در ترازو و اینکه در وزن کردن به عدالت رفتار کنید. این آیات توجه را جلب میکند و ما را به تفکر وامیدارد. گذاشتن ترازو تعبیری روشن از نظام هستی و حساب دقیق حاکم بر آن است. قرآن هنگامی که بر این نکته تأکید میکند، از انسانی که زیر این آسمان زندگی میکند، میخواهد که در زندگی خود منظم و در سلوکش عادل و در تصرفاتش دقیق باشد. این ارتباط دامنه تفکر را وسیع میکند و انسان را در برابر اصول اساسی آفرینش به تأمل وامیدارد؛ اصولی که در قرآن ذکر شده تا از آنها اصول کلی روش زندگی خویش را دریابد. چون آدمی نیک بنگرد، میبیند که قرآن در خلقت جهان بر اصل