این است که انسان متفکر و دانشمند هنگامی که به احکام فقهی و مواضع گوناگون اسلام در ابواب مختلف فقه نظر میاندازد، از این مجموعه روشی را استخراج میکند که ما آن را «مکتب اقتصادی��� اسلام» میخوانیم. اگر شما به قرآن مراجعه کنید، بابی به نام اقتصاد و یا آیات اقتصادی نمییابید، و همین مسئله منجر شده است که برخی فقهای سادهاندیش بگویند که ما در اسلام اقتصاد نداریم و شنیدهام یکی از بزرگان هم گفته است. طبیعتاً، این سادهاندیشی است.
اگر کسی بخواهد مواضع اقتصادی اسلام را از منابع استخراج کند، آیا باید اقتصاد اسلام را اقتصاد سرمایهداری بخواند و یا اقتصاد سوسیالیستی؟ این نامگذاری بر چه اساسی است؟ بنابر مواضع است. یعنی اسلام درباره توزیع ثروت چه میگوید؟ اسلام درباره حقوق کارگر چه میگوید؟ اسلام درباره مسائل مختلف اقتصادی چه میگوید؟ سپس، از این مجموعه نظر اسلام استخراج میشود. پس وقتی میخواهیم نظر اسلام را در موضوعی بگوییم، باید همه احکام فقهی در معاملات و شاید حتی در عبادات را ملاحظه کنیم، تا از این دو باب نظر اسلام را استخراج کنیم. از همین رو، میبینید که در این بحث احکام گوناگون فقهی را بازگو خواهیم کرد و از جایجای ابواب فقه نظر اسلام را درباره توزیع استخراج میکنیم.
نگاه اسلام به این عناصر سهگانه تولید چگونه است؟ و کدام عامل�� در این نگاه برتر است؟ بهسرعت پاسخ میدهیم که کار عامل برتر است. امّا چرا؟ زیرا اصول کلی و شروطی را که اسلام در عقد قرارداد برای تولید در نظر گرفته است، امتیازاتی به کار میدهد که به دیگر عوامل نمیدهد. برای روشن شدن این مسئله به موارد زیر باید توجه کرد:
یکم. اسلام ربا را حرام کرده و با آن میستیزد و ربا را یکی از بزرگترین گناهان دانسته است. در حدیث متواتری آمده است: «درهم ربا أعظم عندالله من سبعین زنیة.» (یک درهم ربا در نزد خدا بدتر از هفتاد زناست.) حتی تعبیراتی از این شدیدتر هم آمده است، که نمیخواهم نقل کنم.
ربا از بزرگترین محرمات است. هیچچیزی ربا را حلال نمیکند و راهی برای حلال کردن آن نیست، حتی اگر نسبت به سود بسیار ناچیز باشد. ربایی که اسلام حرام کرده، چیست؟ تحریم ربا برای استخراج مکتب اقتصادی اسلام چه کمکی به ما میکند؟
تعریف ربا تولید نقدینگی یا سرمایه است؛ تولیدی که همراه کار نیست. تعریف فقهی آن هر قرضی است که به سودی منجر میشود. این تعریفی است که فقها گفتهاند. مثلاً من از تو پولی میگیرم و تو میخوابی و هیچ کاری نمیکنی، امّا من کار میکنم، جان میکَنم، میخورم یا میمیرم، برای تو فرقی نمیکند، اوّل ماه چهار درصد سود میخواهی. پایان سال هم این میزان درصد سود را میخواهی. پول نزد من است و سود به خود سرمایه و پول تعلق میگیرد. این رباست. سودی که سرمایه بدون انجام دادن کار ایجاد میکند، رباست؛ هر قرضی که به سودی منجر میشود. شکل اقتصادی این مسئله یعنی سرمایه بهتنهایی و بدون عناصر دیگرِ تولید سود تولید میکند. این سود در اسلام ربا خوانده میشود و پذیرفته نیست. اگر میلیاردها در وسط زمین رها شود و سود دهد، اسلام این را نمیپذیرد و آن را حرام میداند. پس سرمایه نمیتواند سود دهد. این معنای رباست. این نخستین حکمی است که باید آن