کامل رها نکند و او نیز با ادامه مذاکرات موافقت کرده است. قرار بود که هیئت نظامی تماسهای خود را آغاز کند، زیرا آقای سادات از بازگرداندن هیئت سیاسی به قدس خودداری کرده است.
در حال حاضر، اسرائیلیان تلویحاً میگویند که ممکن است در مذاکراتِ هیئت نظامی، حضور نداشته باشند. آنها اعضای عضو هیئت سیاسی را خواهند پذیرفت. بنابراین، مذاکراتْ متزلزل مینماید. در اینجا دو دیدگاه وجود دارد: یک دیدگاه واقعبینانه و مبتنی بر آمار و تجربهها که میگوید مذاکرات علیرغم آنچه در ظاهر میگذرد و در اثر میانجیگری آمریکا و با توجه به اینکه هر دو طرف یا یکی از آنها تا اندازهای کوتاه میآیند، مذاکرات ادامه خواهد یافت.
همانطور که میدانید احتمال کوتاه آمدن طرف عربی بیشتر است. بنابراین، مذاکرات تا مدتی ادامه مییابد، ولی اینکه به کجا میرسد، روشن نیست. براساس این دیدگاه مذاکرات ادامه خواهد یافت.
دیدگاه دوم، دیدگاه آرمانگرایانه است که ما در شرق به آن خو گرفتهایم. ما آرزوهایمان را با دیدگاههایمان اشتباه میگیریم و روحیات خود را با روحیات طرفهای درگیر مقایسه میکنیم و بر اساس آن داوری میکنیم. این دیدگاه میگوید که مذاکرات به پایان رسیده و سادات روز شنبه استعفای خود را اعلام خواهد کرد و ملت مصر با جمعیتی میلیونی ساختمان مجلس و خانه آقای سادات را در بر خواهد گرفت و از او خواهد خواست که استعفای خود را پس بگیرد و او نیز دوباره و با تکیه بر اعتماد مردم مصر در صحنه حاضر خواهد شد و به جبهه عربی بازمیگردد و از این کابوسی که طی دو ماه یا چهل روز اخیر حکمفرما بوده است، بهمثابه اهرم فشاری در برابر افکارِعمومی دنیا و اسرائیل استفاده میکند تا اسرائیل را محکوم و رسوا کند و بدینترتیب، اسرائیل منزوی میشود. در این هنگام، جهان عرب که مردمانی فهمیده و آگاه هستند، خود را برای جنگ آماده میکنند.
طبیعتاً، اینها آرزوهای ماست و دعا میکنیم که اینگونه باشد. شاید اگر ما هم به جای رهبران بودیم، با اطلاعاتی که اکنون در دست داریم، چنین نتیجهای میگرفتیم. ولی متأسفانه واقعیت تلختر از آن است که ما تصور میکنیم. چنین به نظر میرسد که مذاکرات دوباره شروع خواهد شد و سایروس ونس با انور سادات گفتوگو میکند. سادات کمی ناز میکند و دوباره به مذاکره با کارتر برمیگردد. کارتر با او تماس میگیرد. اگر خود کارتر هم نیاید، نمایندهای عالیرتبه میفرستد و یکدیگر را در آغوش میگیرند و از اینگونه مسائل. در نتیجه، مذاکرات ادامه مییابد و شکاف در جبهه عربی و راکد بودن دیگر اوضاع نیز به حال خود باقی خواهد ماند.
اگر برادران موافق باشند، عنصر جدید در بحث سیاسی امروز عنصر اتحاد جماهیر شوروی باشد. ظاهراً نزاع میان دو ابرقدرت پابرجاست و ادامه دارد. به این دلیل که امروز شخصی به نام ماروالیچیا، رئیسجمهور سومالی، گفته است: «بحران شاخ آفریقا امتداد بحران خاورمیانه است.» طبیعتاً، وقتی قدرتها، قدرتهایی بینالمللی باشند، جبههها گسترده میشود، چراکه امکانات آنان بسیار است.
باید چند نکته را در نظر گرفت:
اولاً، از نظر محتوایی، اتحاد جماهیر شوروی آنگونه که برخی گزارشها حاکی است، در سال 1980 میلادی روزانه به حجم فراوانی نفت نیاز خواهد داشت. بنابراین، شوروی نمیتواند تحولات خاورمیانه