وارد جنگ داخلی لبنان بشود. در منزل مالک سلام، آقای کمال جنبلاط نیز حضور داشت و خود در این تصمیمگیری شرکت فعالانه داشت.
آیا در این جلسه مقاومت فلسطین همه حضور داشت؟
خیر، ابوعمار نبود. اما در حال جلسه و بعد از جلسه و قبل از جلسه در تماس مستقیم با اعضای جلسه بود. من خود 8 ساعت قبل از این جلسه نزد ابوعمار بودم. بعد از یک تماس تلفنی بین او و رشید کرامی نزد رشید کرامی، رئیسالوزرای وقت، رفتم. مقاومت فلسطین در این وقت با تمام اعتماد از سوریه کمک میگرفت. به همین دلیل، اولین دستههای کمکی که از سوریه وارد لبنان شد، همان ارتش آزادیبخش فلسطین بود که معمولاً از طرف سوریه و با بودجه سوریه اداره میشود.
آیا در هیچ زمانی و یا مرحله ای از جنگ، فلسطینی ها درخواست ورود و دخالت ارتش سوریه را در جنگ لبنان کردند؟
اصولاً نهضت مقاومت فلسطین چنین حقی برای خود قائل نبود که علناً درخواست دخالت ارتش سوریه را در خاک لبنان، که وطن او نیست، مطرح کند. این وظیفه را به عهده همپیمانان لبنانی خود گذاشت که همان رهبران مسلمان و احزاب چپ به ریاست جنبلاط بودند. در همان وقت کاملاً روشن بود که این دخالت با رضایت و علاقه نهضت مقاومت فلسطین صورت گرفته است. در مرحلهای از جنگ، پس از ورود ارتش آزادیبخش فلسطین، سربازان سوری با لباس مبدل تحت عنوان «صاعقه» که خود یک سازمان فلسطینی است، به لبنان آمدند و این قبل از سقوط کرنتینا و مَسلَخ بود. بعد از سقوط این دو نقطه و خطر سقوط بیروت کنگره رهبران مسلمان- سیاسی در عرَمُون تشکیل شد. در این مذاکرات بود که همگی خواستار دخالت ارتش سوریه شدند.
روابط شما، مجلس اعلای شیعیان، یا حرکت محرومین، با سایر فرقه ها، برادران سنی و یا مسیحی ها، چگونه بوده و در حال حاضر چگونه است؟
از نظر مجلس اعلای شیعیان برای روابط با سایر مذاهب لبنانی و خارج از لبنان سیاست معینی ترسیم شد که از ابتدای تأسیس مجلس اجرا میشود. درباره حرکت محرومین وضع تغییر کرده است، زیرا تمام تلاش ما این بود که هدف حقیقی حرکت را که هدف مذهبی نیست، محقق کنیم. درباره موضوع اول، شیعیان لبنان بر حسب سیاست مجلس، در حقیقت، ستون فقرات لبنان را تشکیل میدهند، زیرا لبنان سنی امتدادی از کشورهای عربی و به اصطلاح «ساحل شام» شمرده میشود. در صورتی که لبنان مارونی اسرائیل دوم است. شیعیان که از طرفی مسلمان و از طرف دیگر، به دلیل پیشتازی و مبارزه (جهاد) و اجتهاد وضعی خاص در جهان اسلام دارند، میتوانند برای لبنانی کاملاً مستقل، ولی جزئی از جهان عرب و هماهنگ با آن، ستون باشند. شیعیان چون مسلماناند، خط سیاست عمومی آنها هرچه بیشتر به سنیان نزدیک شدن است. در صورت امکان در فعالیت اجتماعی، برنامههای دینی و حتی در هماهنگی با سیاستهای جهان عرب که بیشتر مسلماناند، دور میزند. در این راه حتماً مشکلاتی وجود دارد که بیشتر به دلیل تعصب سنیان و عادت کردن آنها به دولت امپراتوری عثمانی و احساس برتری ناشی از حکومت کردن است. در عین حال، رهبران سیاسی و پارهای از رهبران دینی نیز در بین