روی آنها بود، به شهادت رسیدند. نبردها ادامه یافت و هزاران کشته و دهها هزار مجروح بر جای گذاشت و قتل و ویرانی در مناطق مسکونی فراگیر شد و نشستها، تلاشها و دیدارها بینتیجه ماند.
دوستان عرب نیز بانگ برمیآوردند و کسی نمیشنید. فریاد میزدند و پاسخی نمیشنیدند. نصیحت میکردند، ولی ما همچنان درگیر جنگ بودیم و هر گروه، گروه دیگر را به آغاز جنگ متهم میکرد و از مسئولیت گریزان بود تا پس از پایان نبرد، بهای پیروزی را مطالبه و خواستههایش را مطرح کند.
المسلخ سقوط کرد و هزاران نفر آواره شدند. اردوگاه ضبیه سقوط کرد و اردوگاه تلالزعتر محاصره شد. حارةالغوارنه و سبنیه و حوش الامرا ویران شدند و اغلب محلههای بیروت از مایحتاج اولی? زندگی محروم ماندند و تجزیهطلبان نژادپرست، هم? مرزها را درنوردیدند و سرانجام پس از استعفای نخستوزیر و قطع امید از همهجا، فریاد کمکخواهی از کشور برادر، سوریه به هوا برخاست.
کمک سوریه و ورود ماجراجویان? ارتش آزادیبخش فلسطین به منظور حفظ جان بیگناهان و پاسداری از وحدت میهن و انقلاب فلسطین صورت میگرفت.
بدینترتیب، معادلات دگرگون شد، دامور سقوط کرد و زحله و زغرتا به محاصره درآمدند. نیروهای متجاوز درمانده شدند و نیروی حامی آنها یعنی ارتش- از هم پاشید و نهادهای دولتی یکی پس از دیگری فروپاشیدند و افسان? حمایت بیگانگان به پایان رسید.
سوریه تمام توان خود را پیش از هرچیز برای آتشبس به کار گرفت. گفتوگو آغاز شد و اصلاحات مورد نظر مطرح شد. این اصلاحات خلاص? مذاکراتی بود که در غیاب طرفهای درگیر انجام میشد، زیرا طرفهای درگیر جنگ در یکجا جمع نمیشدند و حاضر به گفتوگو نبودند و یکدیگر را به انزوا میکشیدند. به هر صورت درخواستها بهصورت مرحلهای مطرح شد تا آتشبس بهطور کامل تثبیت شود.
سرانجام اراد? ملی پیروز شد و قومیت عربی و موضع محکم آن تجلی یافت. گروههای متحجر و واپسگرا، به لزوم تحول و ضرورت عبور از بحران خونبار اعتراف کردند و خود را برای ورود به دورهای جدید از تاریخ لبنان آماده کردند؛ دورهای که عدالت و برابری و مخالفت واقعی با فرقهگرایی تحقق مییابد؛ دور? تجلی عربیت لبنان و تسلای مصیبتزدگان و مرهمنهادن بر زخمهای ملت و رسیدن مژد? فردایی بهتر.
بدینترتیب، اجزای این معادله آشکار شد و سوریه تجلی اراد? ملی و قومی در لبنان و حامی و پشتیبان لبنانیان و پایگاهی محکم برای مقاومت فلسطین شد.
موضع دولت سوریه جانشین راهحلهای دیگر شد؛ راهحلهایی که همگان را به هراس انداخته بود و احتمال بینالمللیشدن بحران و دخالت بیگانگان و تجزی? لبنان را تقویت میکرد.
امّا دشمن یا دشمنان، کینهتوزان و بدخواهان داخلی و خارجی، نقاط قوت و ضعف لبنان را شناخته و راههای نفوذ به اراد? ملی و نهضت فلسطین را دریافته بودند و مرحل? دیگری از توطئ? بزرگ آغاز شده بود.
در مدتی کوتاه و یکشبه اوضاع دگرگون شد و مذاکرات به بنبست رسید. کمیتههای مشترک از