موضوع: پیام- سقوط کشور در آتش فتنه حتمی به نظر میرسد و رئیسجمهور باید برای توقف کشتارها استعفا کند
مکان و تاریخ: بیروت، 19/3/1976.
مناسبت: پس از تشدید بحران امنیتی و ناکامی هم? تلاشها برای آرامکردن اوضاع، امام صدر این پیام را منتشر کرد.
منبع: روزنام? السفیر، 20/3/1976؛ آرشیو مجلس اعلای شیعیان.
متن
در ساعت 12 نیمهشب گذشته، پیام امام صدر از رادیو بیروت پخش شد. امام در این پیام از رئیسجمهور، سلیمان فرنجیه، خواست که برای جلوگیری از ادام? کشتارها و آرام شدن اذهان استعفا دهد.
در شرایطی به سر میبریم که در افتادن کشور به آتش فتن? کور، حتمی به نظر میرسد و هر روز و هر ساعت برافروختهشدن شعل? آتشی را در منطقهای شاهدیم که هرچیز و هرکس را که در آن است، میسوزاند. سپس دامن? آن گسترش مییابد و شعلهها به هم میرسند و وحدت و انسانیت و ماهیت و آیند? میهن را تهدید میکنند.
فتنهای در پیش است که مصیبت خونبار گذشته در برابر آن کوچک مینماید. اسلحه و ادوات جنگی سنگین به دست مردم افتاده و نظامیانی که در زمین? نبرد و درگیری تخصص دارند، به صفوف جنگجویان پیوستهاند و با تشدید کینهتوزی و افزایش تجرب? جنگ و کشتار، کمیتههای مشترکی که در گذشته تا حدی از شدت بحران میکاستند، از بین رفتهاند. بدینترتیب، آتش فتنه به استان جبل و مناطق جبیل و جرود و عکار نیز گسترش یافته، تا تر و خشک را بسوزاند و انسانها را در شرارهای جهنمی گرفتار کند.
صدها کارشناس مسائل نظامی و جنگی از اینجا و آنجا به لبنان عزیمت کردهاند و سلاحهای پیشرفته و ویرانگر به همراه توطئههایشان به کشور وارد شده که همگی نشاندهند? پیچیدهترشدن اوضاع است، به گونهای که مردم بیگناه و بیخبر از همه جا، اتهامات واردشده به مبارزان تلاشگر را باور میکنند و بهویژه کشور برادر، سوریه را که امکانات خود را در خدمت لبنان، امت و قضی? مهم امت، یعنی فلسطین قرار داده، متهم میکنند.
و فراتر از آن، اوضاع به گونهای است که برخی از گروهها علناً دم از تجزی? کشور میزنند و با گمراه کردن افکارِعمومی، راه نجات را در تجزی? کشور وانمود میکنند و بدینسان میخواهند اسرائیلهای جدیدی، خطرناکتر از اسرائیل کنونی پدید آورند و این در حالی است که پیکر قربانیان بیگناه بطشای و اجساد فراریهای بیمارستان روانی را پیش روی خود شاهدیم و اجساد روزنامهنگارانی را که در تیررس تکتیراندازان قرار گرفتهاند و دانشگاهیانی را که در خیابانها به قتل رسیدهاند و کودکان بیگناهی را که در کوچههای قبیات، نبعه، شیاح و دهها روستای دیگر پایمال گشتهاند، میبینیم و اینها در حالی است که شبح قتل و غارت و کشتار همه سو پرسه میزند و هراس را در جانها و ویرانی و کشتار را در خیابانها مینشاند.
بهراستی قلم از وصف این وضع و به تصویرکشیدن