آیا در بخشی از خاک لبنان -بهویژه در جنوب- فلسطینیان حاکمیت دارند؟ چرا؟
حضور فلسطینیان در لبنان از سال 1948 و در نتیج? تجاوز اسرائیل آغاز شد و لبنانیان و فلسطینیان در آن نقشی نداشتند. فلسطینیان فقط حضور غیرنظامی داشتند -و حتی کمتر از آن- و آنان اجاز? هیچگونه فعالیت سیاسی نداشتند… و کشورهای عربی خود را مسئول بازگشت فلسطینیان به میهن خود میدانستند.
امّا پس از بیست سال انتظار و در حالی که فلسطینیان از کشورهای عربی و حتی قدرتهای بزرگ و سازمانهای بینالمللی و جامع? جهانی قطع امید کرده بودند، ناگزیر دست به سلاح بردند و حضور مسلحان? فلسطینیان هر روز پررنگتر شد… در آن مرحله مقامات لبنانی برنامهای در قبال حضور مسلحان? فلسطینیان نداشتند و متأسفانه در برابر مشکلات ناشی از حضور مسلحان? فلسطینیان و قانونشکنیهای ناشی از شکلگیری مقاومت فلسطین و بیتجربگی اعضای آن، منفعلانه عمل میکردند و از درگیری و برخورد اجتناب داشتند و همین امر موجب شد عدهای تصور کنند که حاکمیت دولت لبنان بر این مناطق پایان یافته است… درواقع مسئولان لبنانی عمداً و به علتی که فقط خود از آن خبر دارند، از ایفای مسئولیت و وظیف? خود سرباز میزدند و چهبسا مشکلاتی که در ده ماه? اخیر شاهد بودهایم، پیامد همان دوره باشد.
درحقیقت حاکمیت دولت در این مناطق -ازجمله جنوب- همچنان پابرجاست و هر زمان مسئولان و مقامات لبنانی بخواهند وظایف خود را ادا کنند، هیچ مانعی بر سر راه آنان نخواهد بود.
نقش شیعیان در نبردهای اخیر چگونه بوده است؟
به عقید? من نقش شیعیان در این نبرد، با نقش تاریخی آنان از گذشتههای دور تاکنون تفاوتی نداشته است. آنان همچون گذشته تنها به دفاع شرافتمندانه روی آوردند و با دادن خون از قضایای مقدس پاسداری کردند و سرانجام به دور از محاسبات شخصی یا گروهی و فرقهای یا حتی سیاسی، باب همکاری با امت و میهن را گشودند.
بازمیگردیم به پرسش مطرحشده. باید بگویم که شیعیان در مراحل اولی? جنگ و به قول عدهای در دورهای اولیه، وارد نبرد نشدند. با وجود آنکه که شیعیان طلایهدار جنبش محرومان و نهضت مطالبات برای بازسازی میهن و جامع? لبنان بودند، حتی برای تحقق این خواستهها و مطالبات نیز وارد جنگ و نبرد نشدند و بالاتر از این، زمانی که جنبش محرومان با برگزاری تظاهرات و تجمعهای باشکوه در بعلبک و صور اوج گرفته بود، احساس کردیم که موجی از مسلح کردن مردم و تبلیغات رسانهای گسترده بر ضد خواستههای سیاسی-اجتماعی ما در حال وقوع است. احساس کردیم که ممکن است اوج گرفتن مطالبات، ما را به جنگ داخلی سوق دهد. به همین علت، از ادام? راه منصرف شدیم و به منظور تأکید بر ملی بودن و غیرفرقهای بودن جنبش، پلهای ارتباطی خود و دیگر فِرَق را تقویت کردیم…
این مسئله حدود یک سال پیش از آغاز نبردهای خونین بود. حتی در زمان آغاز نخستین درگیریها نیز برای آغاز گفتوگو و بروز جریانی ملی و میانهرو برای جلوگیری از ادام? نبردها تلاشهای جدی کردیم تا از یک سو مانع ریختن خون بیگناهان شویم و از سوی دیگر، رکود سیاسی و نابرابری اجتماعی را پایان دهیم.
با کمال تأسف، هم? این تلاشها و