Print this page

گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 3
صفحه: 310

باز نپذیرفت. فرمود: درختی دیگر در جایی دیگر به تو می دهم، نپذیرفت. ده درخت به تو می دهم، نپذیرفت. یک نخلستان به تو می دهم، نپذیرفت. یک باغ در بهشت به تو می دهم، نپذیرفت. پس از آن پیامبر به مرد انصاری فرمود: برو و آن درخت را از ریشه در بیاور و در برابر او بینداز. او مردی ضرررسان است و «لا ضرر و لا ضرار فی‌الإسلام». امروز به این خانه نیاز داریم. می خواهیم اوضاع جامعه را اصلاح کنیم. جامعه دچار جنگ و مشکلات است. با نیت خیر از صاحب‌خانه می خواهیم آن را بفروشد، ولی او نمی فروشد. ما نیز برای مصلحت وطن، آن خانه را از او می گیریم و بهای آن را به او می پردازیم، همان‌گونه که در خرید و فروش در زمان قحطی چنین است. در مواردی که مصادر? مال در میان نباشد، مانند مالیات های غیر زکات، در سنت شریف آمده است که در بسیاری از موارد به‌ویژه در دوران امام علی(ع) برای اسب و اصل سرمایه و دیگر موارد خاص نیز زکات تعیین شده است. این نوع گرفتن مال مصادره نیست، بلکه مالیات است و هیچ مانعی ندارد.

در مورد طلاق، مبانی عامی وجود دارد که مبتنی بر ایجاد اختلال در جامعه است و من نیز قبول دارم. ولی در مورد مقید بودن طلاق یا داشتن اختیار کامل برای آن، من نظر خود را دارم. بر نصّ پایبندم و از آن فراتر نمی‌روم. حدیث مستفیض می‌فرماید: «اَلْمُسْلِمُونَ عِنْدَ شُرُوطِهِمْ اِلّا شَرْطَاً اَحَلَّ حَرامَاً اَوْ حَرَّمَ حَلالَاً.» (مسلمانان باید به شرط‌های خود پایبند بمانند مگر شرطی که حرامی را حلال یا حلالی را حرام کند.) این به معنای مخالفت با اطلاق حکم است، نه خود حکم. بنابراین، در این زمینه من از نظر خود دفاع می کنم.

در مورد زکات، پیامبر(ص) شیو? پسندیده ای داشت و زکات را به دست فقرا می رساند. و «فی رسول الله اُسوةُ حَسَنة»[132]، ولی ما با ایشان تفاوت هایی داریم. اقدامات پیامبر - همان‌گونه که جناب ابوزهره پریروز گفتند - سه نوع است: برخی از آن‌ها اجرای دستورات خداوند و اطاعت از آن‌ها بود. برخی دیگر مربوط به امور حکمرانی بود. پیامبر در جایگاه حاکم، اوضاع جبهه و لشکر را سامان‌دهی می کرد، برای شهرسازی به شیوه ای خاص عمل می کرد و به مردم پیشنهادهایی می داد. این امور مربوط به حاکم است و جز در موارد مشابه اجرا نمی شود، و، چه بسا، در موارد دیگر به‌گونه ای دیگر عمل کنیم. نوع سوم، کارهای عادی است که در آن بحثی نداریم. بنابراین، پیامبر(ص) در شهر کوچکی مثل مدینه تک تک نیازمندان را می شناخت و با دست خود به آنان کمک می کرد. اما اوضاع امروز متفاوت است، کوچک ترین شهرها ده ها هزار نفر جمعیت دارد و نیازمندان ناشناخته‌اند، و، چه بسا، غیر نیازمندان هم برای گرفتن زکات فریب‌کاری می کنند. اینجاست که نوعی هرج و مرج پدید می آید و کار دشوار می شود و می توان در کنار شیوه ای که پیامبر(ص) برای دادن زکات داشت، شیو? دیگری اجرا کرد. من با آنچه استاد غزالی در این بخش گفتند، موافقم. ایشان چشمه ای است که از آن بهره می گیریم و امیدواریم بتوانیم افکارمان را در پرتو ایمان این مجاهد بزرگ صیقل دهیم.

من متأسفانه بسیاری از سخنان استاد احمد را نشنیدم. تنها بخشی از آن را شنیدم که موجب شگفتی من شد. ایشان مثلاً دربار? آی? «فَانکِحُواْ مَا طَابَ لَکُم مِّنَ النِّسَاء.» گفتند: این آیه صریح و آشکار است، زیرا در آن امر وجود دارد. جناب استاد،


[132].?«شخص رسول الله مقتدای پسندیده‌ای است.» (احزاب، 21)