گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 10
صفحه: 246

سوره کافرون (بخش اول)

این گفتار با همین عنوان در کتاب حدیث سحرگاهان درج شده است.

﴿ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

﴿ قُلْ یا أَیهَا الْکَافِرُونَ ،

بگو ای کافران،

﴿ لَا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ ،

من چیزی را که شما می‌پرستید نمی‌پرستم ،

﴿ وَلَا أَنْتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ ،

و شما نیز چیزی را که من می‌پرستم نمی‌پرستید،

﴿ وَلَا أَنَا عَابِدٌ مَا عَبَدْتُمْ ،

و من پرستنده چیزی که شما می‌پرستید نیستم،

﴿ وَلَا أَنْتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ .

و شما پرستنده چیزی که من می‌پرستم نیستید.

﴿ لَکُمْ دِینُکُمْ وَلِی دِینِ .

شما را دین خود، و مرا دین خود.

این سوره مبارک به سبب تصور رایجی که در قریش مطرح بود، نازل شده است. پس از اینکه قریش نفوذ اسلام را در جان‌ها دریافت، مخالفان و مشرکان نیز نتوانستند با آزار مسلمانان و توطئه بر ضد زندگی رسول یا تحریم اقلیت مسلمانان که آرام‌آرام به جان‌ها و آفاق وارد می‌شدند، اسلام را در نطفه خفه کنند. عده‌ای از قریش و در رأس آنان ولید بن مغیره، عاص بن وائل، اسود بن مطلب و امیـة بن خلف گردهم آمدند و به رسول‌اللّه گفتند : «ای محمد، ما آنچه تو می‌پرستی، می‌پرستیم و تو نیز آنچه ما می‌پرستیم، بپرست و ما و تو در این امر مشارکت کنیم. اگر آنچه ما می‌گوییم، بهتر از آن باشد که تو می‌گویی، تو از آن بهره می‌بری و اگر آنچه تو می‌گویی، از آنچه ما می‌گوییم درست‌تر باشد، ما نیز بهره می‌بریم.» آنان پس از ناامیدی از مبارزه با پیامبر، این‌گونه کوشیدند تا با رسول خدا(ص) بر سر اسلام معامله کنند. آنان می‌خواستند که رسالت را تضعیف کنند، چراکه تصور می‌کردند رسالت وسیله رزق و روزی و مجد و بزرگی برای محمد(ص) است. او را به مشارکت فراخواندند و خود نیز خواهان شراکت با او بودند.

میان قریش شیوه دیگری نیز مطرح شد، آن‌گونه که در حدیث دیگری آمده است. برخی به رسول‌اللّه(ص) گفتند : «ای محمد، تو خدای ما را یک سال عبادت کن، ما نیز خدای تو را یک سال عبادت می‌کنیم.» و این‌گونه می‌خواستند به شیوه