گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 12
صفحه: 352

تفکیک ناپذیری احکام اقتصادی اسلامی

این سخنرانی با همین عنوان در کتاب رهیافت‌های اقتصادی اسلام درج شده است.
بی‌شک، همه می‌دانیم که علم اقتصاد از علوم جدید است. امّا آدمی می‌تواند از احکام گوناگون اسلام، مکتبی اقتصادی کشف کند. به بیان دیگر، با نگاه به مکاتب اقتصادی جدید، درمی‌یابیم که اسلام راه روشنی در اقتصاد در پیش گرفته و همه احکام اقتصادی اسلام در این روش و مکتب جای می‌گیرد. پیش از این درباره برخی ابعاد اقتصادی اسلام و اصول کلی اقتصادی که از احکام کشف می‌شود، سخن گفتیم. امروز، می‌خواهیم از برخی مسائل اختصاصی اقتصاد سخن بگوییم، تا چشم‌انداز این مکتب اقتصادی را در برابر شما قرار دهیم و از احکام «راه» را کشف کنیم.
هنگامی که احکام اسلامی را در نظر می‌آوریم، می‌بینیم که این احکام دو قسم‌اند: اصول و فروع. این تقسیم‌بندی آکادمیک و تنها برای احاطه به احکام و دقت و بررسی آن‌هاست و تقسیمی حقیقی به شمار نمی‌رود. همه احکام اصلی و بنیادین هستند. پیش از این از ایمان سخن می‌گفتند. خواهش می‌کنم به این نکته توجه کنید. بسیاری از دوستان درباره این مسئله سخن می‌گویند و مسائل بسیاری را بر آن مترتب می‌کنند. برحسب سنت و از خردسالی از بزرگ‌ترها می‌شنیدیم که می‌گویند اصول دین سه تاست و اصول مذهب دو تا، و اصول دین و مذهب پنج تا. اصول دین توحید و نبوت و معاد است و اصول مذهب امامت و عدل. همه این تقسیمات آکادمیک است و در قرآن نیامده، و پیامبر نیز به آن عمل نکرده است. پیامبر نخست از اصول آغاز می‌کند: «قولوا لاإله إلا الله تفلحوا» و پس از مدتی از نماز سخن می‌گوید. در ابتدای قرآن آمده است: « ﴿ ذَلِکَ الْکِتَابُ لاَ رَیْبَ فِیهِ هُدًی لِّلْمُتَّقِینَ .» [122]
سپس متقین را وصف می‌کند: « ﴿ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ .» [123] ایمان به غیب یکی از اصول دین است، زیرا ایمان به غیب ایمان به امری غیرمادی و ایمان به روح است. پس از این آمده است: « ﴿ وَیُقِیمُونَ الصَّلاةَ .» [124]
بنابر تقسیم آکادمیکی که گفتیم، نماز از اصول دین نیست، بلکه از فروع است. امّا چه کسی تعیین می‌کند که این مسئله از اصول است و آن از فروع؟ همه این تقسیمات را از جان و دل می‌پذیریم، امّا باید گفت که این تقسیم‌بندی‌ها برساخته علما ــ رضوان الله علیهم ــ برای تعلیم و تبویب است، تا بتوانند کتاب را تبویب کنند. میان این امور تفاوتی نیست.
« ﴿ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَیُقِیمُونَ الصَّلاةَ » از فروع دین است. « ﴿ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ » [125] هم از فروع است. امّا « ﴿ والَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَیْکَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِکَ » [126] از اصول است؛ نبوت عامه و نبوت خاصه. « ﴿ مَا أُنزِلَ مِن قَبْلِک » نبوت عامه است، « ﴿ و مَا أُنزِلَ إِلَیْکَ » نبوت ��اصه است. سپس، می‌فرماید: « ﴿ وَبِالآخِرَةِ هُمْ یُوقِنُونَ .» [127] این آیه یعنی معاد، و معاد نیز از اصول شمرده می‌شود.

[122]. «این است همان کتابی که در آن هیچ شکی نیست. پرهیزکاران را راهنماست.» (بقره، 2)
[123]. «آنان که به غیب ایمان می‌آورند.» (بقره، 3)
[124]. «و نماز می‌گزارند.» (بقره، 3)
[125]. «و از آنچه روزی‌شان داده‌ایم انفاق می‌کنند.» (بقره، 3)
[126]. «و آنان که به آنچه بر تو و بر پیامبران پیش از تو نازل شده است ایمان می‌آورند.» (بقره، 4)
[127]. «و به آخرت یقین دارند.» (بقره، 4)