به جای ادارات دولتی در لبنان تأسیس کند. به نظر ما این کار اشارهای به قبول تجزیه لبنان بود. این اقدام حتماً از طرف دستجات دیگر، یعنی دست راستیها و حتی رهبران مسلمان تأیید نمیشد. گذشته از این، بهانهای به دست کتائب و همپیمانانشان داده میشد که در راه تجزیه لبنان قدمهای وسیعتری بردارند.
آیا این حرف شما بدین معنا نیست که این ها زودتر شروع کردند؟
دست راستیها اخیراً تقسیم جغرافیایی را اجرا کرده بودند و ادارات مخصوص خود را به وجود آورده بودند. اما اینها (چپیها) ادارات را به صورت ادارات حزبی درآوردند و نام «کابینه سایه» به آن میدادند. ما به این تقسیم اعتراض کردیم و با همکاری یاسر عرفات این طرح در کمیته رد شد. ناگهان مشاهده کردیم که کمال جنبلاط میگوید تصمیم به تأسیس این ادارات گرفته و کمیتهای برای تشکیل و تفصیلات آن معین کرده است. در این وقت بود که نماینده حرکت محرومین با انتشار اعلامیهای رسماً از این هیئت خارج شد. البته، اختلافات دیگری نیز در این مسئله دخالت داشته است، مانند لائیک کردن دولت در لبنان (الغای قانون احوالات شخصی) و جنگ جبل.
عکس العمل احزاب چپ در برابر فعالیت های حرکت محرومین و رشد آن به صورتی که شما بیان کردید، چه بوده است؟
مطالعه کامل وقایع قبل از جنگ لبنان نشان میدهد که شیعیان لبنان محیط بسیار مساعد و آمادهای برای فعالیت سیاسی گروههای چپ بودهاند، زیرا از نظر وضع اجتماعی در معرض تجاوز و تعدی بودند. این خود عامل کافی برای فعالیت انقلابی و اجتماعی است. ولی احزاب نتوانسته بودند از تودههای وسیع شیعه برای مبارزات خود استفاده کنند و این مسئله چند دلیل داشت: اول، افکار و اهداف این احزاب با عقیده مردم و فرهنگ شیعیان لبنان که ریشههای بسیار عمیق دارد، هماهنگ نبود.
دوم، اصولاً احزاب چپ شانس منحصر به فردی را در بین شیعیان داشتند (احزاب راست هیچگاه شانسی در بین شیعیان نداشتند). اما از سال 8491 میلادی که قضیه فلسطین در خاورمیانه با شدت فراوان مطرح شد، احزاب چپ نتوانستند هیچ نوع کمکی برای حل این موضوع و احقاق حق در مسئله فلسطین بکنند. حتی دولتهای انقلابی خاورمیانه که رنگ چپ داشتند، سال به سال در حال عقبنشینی بودند. در سال 1948 میلادی اسرائیل اولین بار قطعنامههای سازمان ملل را نقض کرد و مرزهای خود را توسعه داد و این سبب شد که در بیشتر کشورهای عربی رژیم آنها تغییر یابد. در مصر و سوریه و عراق و سپس در لیبی و سودان انقلاب شد؛ ولی حکومتهای چپنمای تازه نیز در سالهای 6591 و 7691 میلادی عقبنشینیهای فراوان کردند. از این بالاتر، اسرائیل برای تغییر مسیر رود اردن اقدام کرد. دولتهای چپگرای عربی در کنار ایالتهای محافظهکار، اسرائیل را به جنگ تهدید کردند، ولی در عمل اسرائیل رود اردن را به طرف صحرای نَقَب تغییر مسیر داد و ضررهای فراوان به زمینهای کشورهای عربی زد و کشورهای عربی هیچگونه عکسالعملی نشان ندادند. فقط تصمیم گرفتند که سرچشمههای رود اردن را در لبنان و سوریه و اردن منحرف سازند. اسرائیل تهدید کرد و چون اعراب شروع به کار کرده بودند، اسرائیل با بمباران آنها را از این کار منع کرد
