موضوع: مقاله ـ محمد پیامبر بتشکن
مکان و تاریخ: صور، 14/9/1960
مناسبت: میلاد پیامبر اکرم(ص)
منبع: مجله النهج، شماره سوم، سال ششم، 14 سپتامبر1960
دو هفتهنامهای است که در صور منتشر میشود و صاحب امتیاز آن صدرالدین شرفالدین است.
متن
بسم الله الرحمن الرحیم
از سپیده دم آفرینشِ آدمى، ذهن او در پى شناخت بود. از همین رو، در خود و پیرامون خود به کشف ناشناخته ها پرداخت و در طى هزاران سال با تلاشى جانکاه به دنبال حقیقت گشت. آنچه بیش از همه آدمى را به تکاپو وا مى داشت و او را به اندیشیدن برمى انگیخت، ترس او از سرنوشت خویش بود. او خود را در جهانى پرمهابت، که از زمین و آسمانش دشمنانى بزرگ بر او چیره مى کرد، ناتوان مى دید و یاراى برابرى با آنها را در خود نمى یافت. امنیت و ثبات دو انگیزه ژرف و دو هدف دوردست در پس نگاههاى خیره و ترسان او در معماى طبیعت بودند. براى تحقق امنیت و آسایش تنها دو راه پیش رو داشت:
1. چیرگى بر طبیعت؛
2. سازش با طبیعت از هر راه ممکن.
چون در آن مرحله از تحققِ امر نخست فرو مانده بود، به اکراه به کوشش براى تحقق امر دوم تن داد. از این رو، به خلق اوهام گوناگون و بندگى آنها پرداخت. قرآن نیز این حقیقت را بیان کرده است، همچنانکه این مسئله در تاریخ ادیان و عقاید نیز دیده شده است.
جهل، که در آن هنگام دلیل موجهى بود، در روزگاران دیرپاى دوره بت پرستى مایه دورى انسان از جایگاه والایش بود. مقصود ما از بت پرستى، مفهومى اعم از نظام شرک آلود است. آنچه میان ساخته دست آدمى و معبودهاى او مثل اجرام آسمانى و درختان و حیواناتْ مشترک است، همان وهم برساخته در این نمادهاست، که آدمیان به شیوه اى فریبکارانه و براى مجاب کردن عقل، در برابرِ آن اوهام فروتنى ورزیدند. آدمى، همانطور که کودکانش را با سرگرمى ساکت مى کند، عقل خویش را خاموش کرد.
در آن مرحله طولانى و دشوار، آدمى، بنا بر غریزه ترس، در برابر اجرام طبیعى مانند خورشید و ماه سر فرود آورد. او به امید کسب روزى در برابر حیوانات و درختان کمر خم کرد. پس از آن، در برابر ساخته هایى تعظیم کرد که خیالش آنها را جسمیت بخشیده بود و نمادى از خدایانش بودند. او این خدایان را در معبدهایى نزدیک خویش ساخت، تا هرگاه از چیزى مى ترسید یا چیزى مى خواست، به آنها پناه برَد. این بتها انسان را از علم آموزى و دریافت حقایق بازداشتند، چراکه به نظر او قداست این بتها مانعِ اندیشیدن در ماهیت و کنه آنها مى شد. آدمى به جاى تحلیل و علت یابىِ رخدادها بسنده مى کرد به اینکه حوادث بنا بر اراده هاى عُلوى جریان دارد. اگر احترام آنها بر او واجب است، به
